کد خبر: 3936645
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۹
آیت‌الله جعفری ۴۰ سال امامت جمعه کرمان را برعهده داشت و تلاشهایی را در عرصه فعالیت‌های دینی و انقلابی در کارنامه کاری خود به ثبت رساند و جزو شخصیت‌های دوست داشتنی و مورد احترام همه مردم استان کرمان بود.

به گزارش ایکنا از کرمان، آیت‎الله سیدیحیی جعفری، فرزند مرحوم سیدعلی، در مهرماه سال ۱۳۱۰ هجری _ شمسی در روستای جَور از توابع کوهبنان متولد شد، پدر و پدربزرگ وی از وعاظ منطقه کوهبنانِ کرمان بودند، به همین دلیل وی در فضایی مذهبی پرورش یافت.

پدرش روضه‌خوان و از سادات طایفه میرعزالدین از نوادگان امام حسین (ع) بود که کشاورزی نمی‎کرد، ولی چند سهم آب داشت که شراکتی برایش می‎کاشتند. یکی از چشم‎های سیدعلی در کودکی نابینا شده بود چشم دیگرش به تدریج نابینا شد نهایتأ در سال ۱۳۴۲ هـ .ش وقتی در جَور از دنیا رفت تقریبا نمی‎دید، اما مادرش شهربانو فرزند کربلائی حسنِ ملاعلی تا سال ۱۳۶۷ هـ.ش زنده ماند و سرانجام در همان سال در کرمان فوت کرد و در مسجد صاحب‎الزمان (عج) به خاک سپرده شد.

سیدیحیی کتاب‎های مهم حوزه را مثل جامع المقدمات که مشتمل بر چند جلد کتاب است در کرمان خواند و از محضر اساتید صاحب نام استفاده کرد. صرف میر را نزد شیخ حبیب‎الله زنگی‌آبادی خواند. مقداری از سیوطی و جامع المقدمات را نزد حجت‎الاسلام مصحفی و اصول فقه را در محضر آیت‎الله صالحی تلمذ کرد. شیخ محمدعلی موحدی و آیت‎الله روحانی نیز از دیگر اساتید ایشان بودند.

در سال ۱۳۲۷ ه. ش، شوق و عطش وافر او و برادرش سیداحمد را برای کسب علوم دینی به سمت پایگاه علوم اسلامی و حوزه علمیه قم کشاند. در بدو ورود خانه‎ای در محله آبشار اجاره کرد گرچه شهر قم به دلیل وجود بارگاه حضرت معصومه (س) و حوزه علمیه و حضور آیات عظام، مذهبی‎تر از کرمان بود، ولی با این همه، مدرسه فیضیه که سیدیحیی در آن درس می‎خواند از نظر بهداشتی و امکانات رفاهی تفاوت چندانی با مدرسه معصومیه نداشت.

سید یحیی چهار سال در قم ماند و از محضر اساتیدی همچون مرحوم آیت‎الله مشکینی و آیت‎الله مجاهدی و همچنین آیت‎الله‎العظمی مکارم‎شیرازی و حسینعلی منتظری کسب فیض کرد. جلد اول کفایه و مکاسب را در محضر آیت‎الله مشکینی تلمذ کرد و جلد دوم کفایه را نزد آیت‎الله منتظری خواند و در درس تفسیر علامه دوران مرحوم آیت‎الله سید محمد حسین طباطبایی نیز شرکت کرد

وی در مورد اولین مواجهه و آشنایی خود با حضرت امام(ره) می‎گوید: سال‎ها قبل از انقلاب و زمانی که هنوز نهضت وارد مراحل عملی خود نشده بود قلبم به حضرت امام تمایل داشت و با اندیشه ایشان آشنابودم. زمانی که در قم بودم سعی می‎کردم بیشتر با حضرت امام آشنا شوم. شاید خاطره نخستین دیدار با ایشان بتواند نشان دهنده نگرش و احساس من نسبت به ایشان باشد. آن خاطره مربوط به سالیان قبل از ۱۵ خرداد سال ۴۲ و در هنگام حیات حضرت آیت‎الله العظمی بروجردی(ره) و ایام تحصیل بنده در آن شهر مذهبی است. مدت‎ها بود که به همراه برادر مرحومم آیت‎الله سیداحمد جعفری که شخصی عارف و مجاهد و تحصیل کرده بودند برای تحصیل در قم حضور داشتم ایشان علی‎رغم نابینایی، فردی با نشاط و کوشا بودند و من همیشه با ایشان همراهی می‎کردم به خصوص در کوی و برزن و به دلیل نابینایی آن بزرگوار معمولاً دست در دست ایشان داشتم و یک لحظه رهایشان نمی‎کردم، اما دیدار امام آن چنان من را از خود بی‎خود کرد که دست برادر را رها کرده به سوی امام رفتم و دست ایشان را بوسیدم.

آیت‎الله جعفری با توجه به مخالفت حضرت امام(ره) و سایر علمای قم با اقدامات ضد دینی رژیم از همان زمان مواضع خود را مشخص کرد و در کنار سایر روحانیون کشور وارد میدان مبارزه علیه رژیم پهلوی شد واقعه حمله به مدرسه فیضیه در اوایل فروردین ۱۳۴۲ و تلاش‌های صورت گرفته از سوی حضرت امام(ره) مبنی بر وظیفه روحانیت در تبیین جنایات رژیم باعث شد تا آیت‎الله جعفری به یکی از چهره‌های شاخص در مبارزه با رژیم تبدیل شود.

وی می‌گوید: من از همان سال‎های ۴۱ و ۴۲ که نهضت امام شروع شد، چون با شهید باهنر در ارتباط بودم از امام حمایت می‌کردم، مردم را تشویق می‌کردم تا از امام تقلید کنند، آن روز‌ها این حمایت‌ها و این تشویق‎ها سخت بود. کسی جرأت نمی‎کرد. در شب‎های قدر که جمعیت زیادی می‎آمد و خیابان لبریز از مردم می‌شد، از این موقعیت مناسب در جهت معرفی امام استفاده می‎کردم. اسم امام را با آب و تاب می‎بردم، آن موقع به ایشان امام نمی‎گفتند. آیت‎الله خمینی می‎گفتند. جو خفقانی بود که هیچ کس جرأت بر زبان جاری کردن نام امام را نداشت. ما فتاوای ایشان را برای مردم می‎خواندیم و یا رساله و نوار‌های ایشان را توزیع می‎کردیم در شب‎های قدر که جمعیت بیشتری در مسجد حضور داشتند ما نام آن رهبر عظیم‎الشان را تکرار می‌کردیم که حاضرین هم با صلوات، عشق و علاقه خود را به آن حضرت ابراز می‌کردند.

آیت الله جعفری می‌گوید: معمولا قبل از ماه‎های محرم و صفر و ماه رمضان، علما و روحانیون را به شهربانی دعوت می‌کردند جلسه‎ای می‎گذاشتند و نصحیت می‎کردند که در سخنرانی‎ها به شاه، آمریکا و اسرائیل کاری نداشته باشید و از این حرف‎ها نزنید. من بعضی وقت‎ها استنکاف می‎کردم و نمی‌رفتم یکبار که تمرد کرده بودم بعد از ظهر مامور فرستادند مرا از منزل بردند و نصیحت که کار به سیاست نداشته باش.

سیدیحیی جعفری(در دوران ستم شاهی) به صورت مخفیانه با یک واسطه وکیل حضرت امام(ره) در کرمان بود وی وجوهات شرعیه شامل خمس و سهم امام را از طریق آیت‎الله پسندیده برای حضرت امام(ره) می‎فرستاد.

براساس اسناد ساواک، آیت‎الله جعفری از جمله روحانیونی بود که منابرش با استقبال عمومی مواجه می‎شد. این استقبال از اواسط دهه‎ی ۴۰ آغاز و در سال ۱۳۵۷ به اوج خود رسید. از جمله موضوعات سخنرانی ایشان مخالفت با برنامه‎های فرهنگی و ضد مذهبی رژیم، حمایت از جنبش‎های اسلامی خصوصا فلسطین و تبشیر و انذار مردم و از همه مهمتر پرداختن به حضرت امام(ره) و همچنین مخالفت سرسختانه ایشان با رژیم غاصب اسرائیل است.

مردم کرمان هنوز سخنرانی آیت‌الله جعفری را در چهلمین روز شهادت مردم تبریز به یاد دارند، در ایام نوروز سال ۱۳۵۷ چهل روز پس از تظاهرات مردم تبریز به دعوت روحانیون بازار کرمان تعطیل شد. مقامات انقلابی کرمان تصمیم گرفتند پس از تظاهرات مردم قم و تبریز، حرکتی در کرمان انجام شود، مسجد امام صادق جنب بازار بزرگ کرمان برای تجمع مردم و بازاریان در نظر گرفته شد. یکی از روحانیون مورد وثوق کرمانی باید در این جمع سخنرانی می‎کرد. با حضور ساواک در همه عرصه‎ها و در حالی که جو وحشت و خفقان فضای شهر را سنگین کرده بود، داوطلبی پیدا نشد، نام افرادی برده شد، ولی همه مشکل پیدا کرده بودند یکی سرماخورده بود و گلو و سینه دیگری به شدت می‎سوخت و دیگری دچار سردرد ناگهانی شده بود، آیت‎الله جعفری آمادگی خودش را اعلام کرد پلیس ضد شورش مسجد را محاصره کرده بود، یکی از دوستان خبر آورد که ساواک و شهربانی ساکت نخواهند ماند و به محل حمله خواهند کرد، می‎زنند و می‎بندند! و سخنران جلسه بلافاصله دستگیر و شکنجه و زندانی خواهد شد، روحیه‎ها تضعیف شد، خبر به سیدیحیی رسید خودش را برای دستگیری آماده کرد و روی منبر رفت.

بعد از آن با هدایت آیت‎الله جعفری و دوستان وی روند انقلاب در کرمان شتاب گرفت، جلسات سخنرانی و راهپیمایی‎های بعد از آن بیشتر شد. مخالفت‎های علنی با شاه شروع شد تا اینکه حادثه ۲۴ مهر ۱۳۵۷ اتفاق افتاد.

آیت‎الله جعفری در نیمه دوم سال 1357 نقش بسیاری مهمی در پیشبرد نهضت در استان کرمان برعهده داشت به همین دلیل نیز در یکی از اسناد ساواک آماده است: واعظ نامبرده بالا (آیت‎الله جعفری) که در بین مردم کرمان نیز طرفداران زیادی دارد از کوچک‎ترین حوادث و اتفاقات بهره‎برداری نموده و مردم را علیه امنیت کشور و مقام شامخ سلطنت تحریک می‎نماید.

اوایل سال ۱۳۵۹ یکبار دیگر روحانیت کرمان تشکیل جلسه داد. موضوع جلسه انتخاب دومین امام جمعه بعد از انقلاب کرمان بود. در آن جلسه تمامی شرکت‎کنندگان به حجت‎الاسلام جعفری رای دادند با این همه حرف آخر را باید آیت‎الله صالحی می‎زد. حاضرین به اتفاق آقای جعفری به منزل آیت‎الله صالحی رفتند، بعد از صحبت‎های مقدماتی بی‎آنکه نامی از سیدیحیی جعفری برده باشد و بدون آنکه آیت‎الله صالحی از نتیجه جلسه اطلاع داشته باشند آیت‎الله جعفری را مناسب‎ترین فرد برای تصدی این مسئولیت دانستند، بعد از هماهنگی با حضرت امام(ره) و اطمینان معظم‎له از اینکه سیدیحیی جعفری با جوانان پرشور و انقلابی روابط صمیمانه‎ای دارد، حکم مسئولیت ایشان از سوی دفتر حضرت امام(ره) در ۱۵ خرداد سال ۱۳۵۹ صادر شد.

زمانی که پیشنهاد امامت جمعه آیت‎الله جعفری به حضرت امام(ره) داده شد، امام سؤال کرده بودند رابطه ایشان با جوان‎ها چگونه است؟ امام اهتمام داشتند به این نکته که کسی باید این مسئولیت را بپذیرد که جوان‎ها نسبت به او گرایش داشته باشند، حسن ظن و خاطره خوش داشته باشند و همه این‌ها در آقای جعفری وجود داشت.

با عنایت به اینکه ایثارگران و خانواده شهدا و جانبازان و آزادگان چشم و چراغ ملت محسوب می‎شوند، تکریم و تجلیل از این قشر ارزشمند و رسیدگی به امور خانواده‎های معظم شهدا از طریق مسئولان و حضور در محافل و مجالس شهدا از روز‌های آغازین جنگ تحمیلی یک رویکرد اساسی در برنامه‎های آیت‎الله جعفری بوده است.

مردم کرمان آیت‎الله جعفری را دوست دارند، زیرا یک روحانی متواضع، ساده‌زیست، مردمی و خدمتگزار بوده است و هیج وقت نام وی از ذهن‌ها پاک نخواهد شد.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: