به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه كرمان، مطلب فوق از وبلاگ «پاسدار اسلام» به آدرس
http://pasdar-islam.blogfa.com نقل شده است: امام صادق (ع) شاگردان زيادى را تربيت كرد كه تعداد آنها به بيش از چهارهزار نفر مىرسد، «حسن بن على بن زياد» كه از شاگردان امام رضا (ع) و از محدثان نامى شيعه است، مىگويد: در مسجد كوفه 900 نفر استاد حديث مشاهده كردم كه همگى از جعفر بن محمد (ع) حديث نقل میكردند كه اين خود نشان از وسعت جنبش علمى حضرت امام صادق (ع) دارد.
بنابر آنچه از تاريخ برمىآيد حضرت هر يك از شاگردان خود را در رشتههایى كه با ذوق و قريحه آنها سازگار بود تشويق كرده و تعليم مىداد تا در آن رشته تخصص پيدا كنند، مانند «جابر بن حيان» كه در رشتههاى عقلى، طبيعى و شيمى كه آن روز كيميا ناميده مىشد، پرورش داد؛ وى بيش از 200 جلد در اين زمينه كتاب به رشته تحرير در آورد و به عنوان پدر علم شيمى مشهور شد؛ كتابهاى جابر بن حيان به زبانهاى گوناگون اروپايی در قرون وسطى ترجمه شد و نويسندگان تاريخ علوم همگى از او به عظمت ياد میكنند.
همچنين در فقه «زراره»، در كلام «مومن طارق»، در لغت و ادبيات عرب «ابان بن تغلب» را پرورش داد و در مناظرههاى علمى از وجود اين طلاب نمونه، استفاده مىكردند و قدرت علمى شيعى را به رخ معاندين میكشاند.
امام جعفر صادق (ع) در مسير تكاملى حركت شيعه، طرح جايگزين كردن عقايد و دكترين اسلام ناب محمدی (ص) و شيعى را بر اسلام اموى و عباسى پايهريزى كرد يعنى پس از آنكه مردم بر اثر مجاهدتهای امامان پيشين به غلط بودن مذهب رسمى و ديگر انديشههاى منبعث از آن و نيز حركتهاى سياسى مبتنی برآن در سالهاى گذشته پىبردند، آماده بودند تا طرح جايگزين مكتب اهلبيت (ع) را دريافت كنند.
امام صادق (ع) همان بزرگواريست كه با توجه به يك موقعيت استثنايی ـ تاريخى شيعه را به خوبی معرفی كرد و امامان ديگر به شرح و بسط بعضى از ابعاد آن پرداختند و به اين جهت است كه مذهب شيعه را مذهب جعفرى مىنامند؛ تلاشها و مجاهدتهای امام صادق (ع) در زمينههاى علمى، فقهى، عقلی و اخلاقى باعث شد شيعه داراى شناسنامه رسمى و مذهب ما به نام ايشان مزين شود.
همچنين از زمان «هشام بن عبدالملك» تبليغات و مبارزات سياسى عباسيان آغاز و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامی شد و سرانجام در سال 132 به پيروزى رسيد، عباسيان قبل از رسيدن به قدرت با سياست طرفدارى از خاندان پيامبر و گرفتن انتقام خون آنان وارد عرصه شدند و از طرف اين گروه هيچ فشارى بر امام وارد نبود.
اين دوران، دوران آرامش و آزادی نسبى امام صادق(ع) و شيعيان و فرصت بسيار خوبی براى فعاليت علمى و فرهنگى آنان به شمار میرفت؛ فضاى جامعه بسترى مناسب براى توسعه علومى همچون تفسير، حديث، فقه، كلام، طب، فلسفه، نجوم و رياضيات فراهم آورده بود.
همچنين در ميان مردم شور و شوق بىسابقهاى برای فهم و يادگيرى علوم پيدا شده بود، چراكه آزادى و حريت فكر و عقيده در اسلام و تشويقهای پيامبر اسلام (ص) براى كسب علم، دعوت قرآن به علمآموزى و تفكر و تعقل، عامل اساسى پيدايش اين نهضت و جنبش علمى به حساب میآيد.
امام صادق (ع) از اين فرصت مناسب سياسى كه حكومت بنىاميه و بنىعباس با هم درگير بودند و تاحدى در فشار نبودند از اوضاع فرهنگى جامعه، استفاده كرد و حوزه وسيع علمى و دانشگاه بزرگى را به وجود آورد و توانست شاگردان برجسته و بزرگى از جمله «جابر بن حيان» و «ابان بن تغلب وزراره» را پرورش دهد.
عصر امام صادق (ع) عصر برخورد انديشهها، پيدايش فرق و مذاهب مختلف نيز بود، در اثر برخورد مسلمانان با عقايد و آراى اهل كتاب و نيز دانشمندان يونان، شبهات گوناگونى به وجود آمده بود و فرقههاى مختلفى از جمله جبريه، مرجئه، غلات، زنادقه پديد آمده بودند كه هر كدام عقايد خود را ترويج میدادند و امام با تمام جريانهای فكرى و عقيدتى آن زمان مبارزه كرد و موضع اسلام و تشيع را در برابر آنها روشن ساخته و برتری بينش و منطق اسلامى را ثابت كرد.
شاگردان دانشگاه امام صادق (ع) منحصر به شيعيان نبود، بلكه پيروان سنت و جماعت نيز از مكتب آن حضرت برخوردار مىشدند، پيشوايان مشهور اهل سنت، بلاواسطه يا با واسطه شاگرد امام بودند، از جمله آنان «ابوحنيفه» پيشواى مذهب حنفى از مذاهب اهل سنت را میتوان نام برد كه خود اقرار مىكند كه آن دو سالى را كه در خدمت امام صادق(ع) بوده پايه علوم و دانش اوست و مىگويد: «لولا السنتان لهلك نعمان، اگر آن دو سال نبود نعمان هلاك میشد.» (اسم ابوحنيفه، نعمان بن ثابت بوده است.)
حوزههاى علميه امروز پرچمدار همان نهضت و جنبش علمى است؛ هر روز شبهات جديدى با اغراض شيطانى در مورد دين و مذهب از طرف افكار مسموم وارد مىشود؛ دشمنان دين و انسانيت از هر طرق ممكن اعم از شبكههاى ماهوارهاى و اينترنت استفاده میكنند تا اهداف پليد و شوم خود را در جهان به ويژه در خاورميانه و كشورهاى اسلامى پياده كنند.
بيش از يك دهه اخير، تبليغات دشمنان اسلام، مبنى بر خشونتطلب بودن مسلمانان و اين دين آسمانى، بيش از پيش سرعت گرفته است؛ هر چند اين تبليغات دروغ بنا بر اهداف سلطهجويانه دشمنان اسلام صورت گرفته است، اما آگاهان در سراسر دنيا میدانند كه اسلام دين صلح و عدالتگسترى است؛ چراكه قرآن كريم خود دستور مىدهد «و لا تجادلوا اهل الكتاب الا بالتی هى احسن، در گفتوگو با اهل كتاب بهترين روش بحث و سخن را انتخاب كنيد و گفتوگوهايتان به صورت گفتوگوى باز باشد تا شبهات و اجمالاتى كه در تفكر آنهاست، بر طرف شود.»
امروزه بسيارى از شبكههاى تلويزيونى و ماهوارهاى غرب و همچنين پايگاههای صهيونيستى به دنبال اين هستند كه فرهنگ مهدويت را زير سئوال برده و مسلمانان را نسبت به اين موضوع دچار ترديد كنند، صدها و شايد هزاران شبهه ديگر را وارد اذهان افراد جوامع كنند، چراكه آنها به دنبال منافع خود هستند، اما راهكار را پيشوايان دين اسلام، به ما نشان دادهاند تا در چنين زمان سختی كه آخرالزمانش نامند، گمراه و سرگردان نشويم.
حضرت مهدى (عج) میفرمايد: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواه احاديثنا فانهم حجتی عليكم و انا حجة الله عليهم، يعنی و اما در حوادث و وقايع و مسائل خود در زمان غيبت، به راويان حديث، علما و مراجع دين رجوع كنيد، آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها هستم.»
همانطور كه حضرت ولیعصر (عج) مىفرمايد: براى در امان ماندن از حيلههاى شياطين چارهاى جز پناه بردن به دامان علما و دانشمندان دين كه پرورشيافتگان دانشگاه جعفرى هستند، نداريم چراكه پيامبر بزرگوار اسلام (ص) فرمودند: «العلماء ورثه الانبياء، يعنی عالمان دين وارثان علم انبياء هستند.»
دوران زندگى و امامت امام جعفر صادق (ع) داراى ويژگیهای خاص و منحصر به فردى هست، شرايط اجتماعى و فرهنگى عصر آن حضرت در زمان هيچ يك از امامان (ع) وجود نداشته است، چراكه آن دوره از نظر سياسى، دوره ضعف و تزلزل حكومت بنىاميه و فزونى قدرت بنیعباس بود و اين دو گروه مدتى در حال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند.
اين مطلب برگفته از منابع سيره پيشوايان تأليف «مهدی پيشوايی»، «حيدر، اسد، الام الصادق و المذهب الاربعه» ج1 ص 70، نجاشى، فهرست مصنفى شيعه، تحقيق سيد «موسى شبيرى زنجانى»، ص 39 و 40، الفهرست /ابن نديم ،ص512-517، سوره عنكبوت آيه ۴۶ و وسايل الشيعه / ج ۱۸ / ص ۱۱ است.